السيد محمد حسين الطهراني
134
امام شناسى (فارسى)
و مانند آيه « كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ » « 1 » نه چنين است ، اگر شما مىدانستيد مانند علم و دانستن صاحبان يقين ، در اينصورت حتماً دوزخ را مىديديد ، و حقيقت جهنم را كه ملكوت افعال زشت ، و معاصى إلهى و نفس امّاره است مشاهده مىنموديد . و مانند آيه « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ » « 2 » نه چنين است ، به درستىكه نامه عمل و حقائق كردار افراد پاك و صالح العمل در مكان مرتفع و عالى قرار دارد ، و آن عليون است . مىدانى عليّون چيست ؟ عالمى است ملكوتى كه آن عبارت است از ثبت و ضبط اعمال صالحه ، و آن در حضور و شهود مقرّبين درگاه خدا است . از اين آيات استفاده مىشود كه مقرّبون كه همان صاحبان يقىاند ؟ افرادى هستند كه به ملكوت و حقائق عالم پيوسته ، و قلبشان از جنبهء مشاهده خلقى عبور نموده است ، آنها از خدا محجوب نيستند ، و حجاب قلبى كه عبارت است از جهل و معصيت و شكّ و نفاق در آنها نيست ، آنها صاحبان يقينند كه عليّون و حقائق ملكوتيّه ابرار و اخيار را مىبينند ؛ كما آنكه حقائق ملكوتيّه اشرار و اهل معاصى را كه عبارت از جحيم است نيز مشاهده مىكنند . بنابراين امام كه هدايت به امر ملكوتى مىكند ، حتماً بايد داراى مقام يقين باشد ، و عالم ملكوت بر او منكشف بوده باشد ، و متحقق به كلمات الله بوده باشد ، و چون ذكر شد كه ملكوت همان وجهه باطنى موجودات است پس اين آيه شريفه : « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا » « 3 » به خوبى مىرساند كه هر چه راجع به امر هدايت است ، كه عبارت از قلوب و اعمال بوده باشد باطن و حقيقت او در دست امام است ؛ و وجهه ملكوتى و امرى آن حاضر در مشهد امام بوده ، لحظهاى از او غائب نخواهد بود .
--> ( 1 ) سوره تكاثر : 102 - آيه 6 و 5 ( 2 ) سوره مطففين : 83 - آيات 18 الى 20 ( 3 ) سوره انبياء : 21 - آيه 73